العلامة المجلسي
1231
حياة القلوب ( فارسي )
زائيد ودر آن وقت عمر عزير پنجاه سال بود ، خدا أو را قبض روح نمود ، چون بعد از صد سال زنده شد خدا أو را به همان هيئت كه مرده بود زنده گردانيد ، وچون به خانهء خود برگشت أو پنجاه سال عمر داشت وپسرش صد سال عمر داشت وفرزندان أو نيز از عزير بزرگتر بودند « 1 » . وبه سند معتبر منقول است كه : چون هشام بن عبد الملك حضرت امام محمد باقر عليه السّلام را به شام برد ، اعلم علماى نصارى كه در شام بود از حضرت سؤالي چند نمود ، چون جواب شنيد مسلمان شد ، از جملهء سؤالها آن بود كه : مرا خبر ده از مردى كه با زن خود نزديكى كرد وآن زن به دو پسر حامله شد وهر دو در يك ساعت متولد شدند ودر يك ساعت مردند ودر يك قبر مدفون شدند ، يكى صد وپنجاه سال عمر داشت وديگرى پنجاه سال . حضرت فرمود كه : اين دو برادر عزير وعزره بودند كه در يك ساعت متولد شدند ، چون سى سال از عمر ايشان گذشت حق تعالى عزير را صد سال ميراند وچون عزير را زنده كرد بيست سال ديگر با عزره زندگانى كرد وهر دو در يك ساعت به رحمت ايزدى واصل شدند ومدت زندگانى عزير پنجاه سال بود وزندگانى عزره صد وپنجاه سال « 2 » . مؤلف گويد : چون احاديثى كه دلالت مىكند بر آنكه آن كسى كه خدا أو را صد سال ميراند ارميا عليه السّلام بود صحيحتر وبيشتر است ، ممكن است احاديثى كه دلالت مىكند بر آنكه عزير عليه السّلام بوده است محمول بر تقيه باشد ، يا آنكه موافق طريقهء أهل كتاب جواب ايشان را فرموده باشند كه باعث هدايت ايشان گردد وانكار نكنند ، ومحتمل است كه هر دو واقع شده باشد ، وآنچه در آيهء كريمه واقع شده است اشاره به قصهء ارميا شده باشد . وبدان كه اين قصه نيز دلالت بر حقيقت رجعت مىكند موافق آن حديث متواتر كه سابقا مكرر ايراد كرديم كه آنچه در بني إسرائيل واقع شد در اين امّت نيز واقع مىشود .
--> ( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات 22 ؛ تفسير عياشى 1 / 141 . ( 2 ) . تفسير قمى 1 / 99 .